۱۳۸۶ اسفند ۱۷, جمعه
کلینتون چگونه بازگشت
بعد از گذشت ۴۸ ساعت از انتخابات روز سه شنبه هنوز هم مشخص نیست که چه عاملی کمپین هیلاری کلینتون را در حالیکه تقریبا همگان (از جمله من) از او قطع امید کرده بودند زنده نگه داشت. برداشت شخصی من این است که تلفیقی از عوامل مختلف پیروزیهای روز سه شنبه هیلاری را رقم زدند:
1- اولین و مهمترین عامل از دید من نقش خود هیلاری کلینتون بود که در حالیکه مطبوعات از جمله نیویورک تایمز و واشینگتن پست مرتب از از هم پاشیدگی و روحیه درهم شکسته کمپین او سخن می گفتند، با حفظ روحیه جنگندگی خود که به خاطر آن معروف است به تلاشی شبانه روزی در اوهایو و تکزاس دست زد و واقعا حتی یک ساعت هم کم نگذاشت. بعنوان مثال او ساعت پنج و نیم صبح دوشنبه در کارخانه اتوموبیل سازی کرایسلر در شهر تولیدو حضور پیدا کرد و با کارگران این کارخانه به صحبت پرداخت.
2-کمپین کلینتون برای اولین بار و بخصوص در هفته آخر منظم عمل کرد و با تأکید همه جانبه بر پیام جدید خود یعنی ارائه کلینتون بعنوان نامزدی با تجربه در مسائل امنیت ملی در برابر نامزدی بی تجربه و صلاحیت در این زمینه، سعی کرد در بین رأی دهندگان نسبت به اوباما تردید ایجاد کند. دو تبلیغ آخر کلینتون در اوهایو و تکزاس هم بواقع برای قطعیت دادن به همین پیام بود. در اولین این تبلیغها که به تبلیغ ساعت 3 صبح معروف شده است کلینتون به مردم آمریکا می گوید که وقتی آنها و خانواده شان در ساعت 3 صبح با آرامش خوابیده اند ممکن اتفاقی در جهان رخ دهد که فقط او در آنزمان می تواند با تجربه و کارآمدی خود از عهده آن بحران بر آید و از این بابت آمریکا می تواند به او بر خلاف اوباما اطمینان کند و شبها سر راحت به بالین گذارد. به نظر می رسد پیامی که این تبلیغ در بر داشت (آیا واقعا به اوبامای تازه وارد وارد اعتماد می کنید؟) برای کلینتون نتیجه داده باشد چه را که بر اساس CNN exit polls بیش از 60 درصد رأی دهندگان در هر دو ایالت معتقد بودند که او شایستگی بیشتری برای فرماندهی کل قوا نسبت به اوباما دارد. (در ضمن این تبلیغ بر اساس تبلیغ تلویزیونی بود که والتر ماندیل معاون جیمی کارتر و نامزد اصلی حزب دموکرات در سال 1984 بر ضد رقیب هم حزبی خود گری هارت استفاده کرد. من البته تبلیغ دوم هیلاری که از کلمات خود اوباما بر ضد او استفاده می کند را بیشتر پسندیدم.)
3- CNN exit polls همچنین نشان می دهند که کلینتون هر دو مناظره تلویزیونی تکزاس و اوهایو را از آن خود کرد. بخصوص در مناظره اوهایو، تآکید کلینتون بر مسئله بیمه درمانی که 16 دقیقه به طول انجامید و پاسخ نه چندان قاطع اوباما در برابر مسأله لوییز فراخان ضد یهود که به تازگی از اوباما حمایت کرده است در نهایت به نفع هیلاری تمام شد. من در گزارشهای انتخاباتیم بارها گفته ام که هیلاری را مناظره کننده بسیار قهاری می دانم و با وجود این که اوباما به نسبت چند ماه پیش بسیار بهتر شده اما هنوز از لحاظ به دست آوردن امتیاز فنی از مناظره ها مشکل دارد.
4-رسانه های گروهی آمریکا بعد از برنامه طنزی که دو هفته پیش در برنامه Saturday Night Live پخش شد و در آن در یک مناظره تلویزیونی که بر اساس مناظره آستین تکزاس تهیه شده بود مجری برنامه و دو پرسشگر دیگر بارها ارادت خود را به اوباما ابراز کردند و بدین ترتیب لطف بیش از حد رسانه ها را به اوباما و پوشش منفی کمپین هیلاری را مورد انتقاد و تمسخر قرار دادند، توجه بیشتری به اتفاقات منفی که در ارتباط با اوباما و کمپین او در جریان بودند پرداختند، از جمله آغاز دادگاه تونی رزکو یکی از کمک کنندگان مالی سابق اوباما که اکنون به جرم کلاه برداری و سو استفاده های مالی در زندان به سر می برد و ملاقات مشاور ارشد اقتصادی اوباما با دیپلمات های کانادایی در کنسولگری کانادا در شیکاگو در ارتباط با پیمان NAFTA (پیمان نفتا که قراردادی بازرگانی بین سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک است و در اول ژانویه 1994 در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون امضا شد یکی از عوامل اصلی بسته شدن بسیاری از کارخانه ها و بیکار شدن کارگران آنها در ایالت اوهایو محسوب می شود. اوباما با استفاده از این حقیقت که این قرارداد در زمان بیل کلینتون نهایی گردید هیلاری را مورد انتقاد شدید قرار داد اما چند روز پیش شبکه CTV فاش کرد که یکی از مشاوران ارشد او به مقامات کانادایی اطمینان داده بود صحبتهای اوباما بر ضد نفتا فقط جنبه انتخاباتی دارد. افشای این خبر برای کمپین اوباما در اوهایو فاجعه بار بود.)
از روز یکشنبه صبح بود که دینامیک انتخابات روز سه شنبه شروع به تغییر کرد. مجله تایم در گزارشی نوشت مردم در اوهایو در تجمعات هیلاری با شور و هیجان بیشتری حضور پیدا می کنند. نیویورک تایمز نیز نوشت که کلینتون به نحوی فعالیت انتخاباتی می کند که انگار نیروی روانی momentum رقابت با اوست. در غروب روز دوشنبه نظر سنجی ها همگی حاکی از این بودند که در کمپین کلینتون در تکزاس و اوهایو علایم حیات دیده می شود و سه شنبه شب حدود ساعت یازده شب هیلاری بازگشت خود را اعلام و آنرا تقدیم به کسانی کرد که مانند او بارها تمام شده اعلام شده اند.
اما آیا این بازگشت به موقع است یا دیر؟ مسیر پیش رو به ما چه می گوید؟ ارقام آرای عمومی و نامایندگان تصاحب شده در چه وضعیتی به سر می برند؟ تکلیف فلوریدا و میشیگان چه می شود؟ کدام نامزد در رقابت بسیار حیاتی پنسیلوانیا دست بالا را دارد؟ پاسخ به تمامی این سوالات را در مطلب بعدی برایتان شرح خواهم داد.
۱۳۸۶ اسفند ۱۵, چهارشنبه
شب تاریخی هیلاری کلینتون
تبریک بسیار می گویم به خانم کلینتون و طرفداران ایرانی او بواسطه پیروزیهای فوق العاده امشب او در رود آیلند، اوهایو، و البته تکزاس. هیلاری این پیروزیهای تاریخی را علی رغم یازده باخت متوالی در ماه فوریه و همینطور علی رغم اینکه اوباما در اوهایو و تکزاس حداقل دو برابر او خرج تبلیغات تلویزیونی کرده بود بدست آورد. تحلیل فنی من درباره اینکه هیلاری کلینتون چگونه تقریبا ناممکن را ممکن ساخت و مسیر پیش رو رقابتهای حزب دموکرات را فردا شب بخوانید.
۱۳۸۶ اسفند ۱۳, دوشنبه
اوباما و اسرائیل
--مطلب اوباما در کاخ سفید و تانگو در عراق را نیز در وبلاگ "نگاهی دیگر" بخوانید که عالی موضع اوباما در قبال جنگ عراق را بررسی کرده است.
۱۳۸۶ اسفند ۱۲, یکشنبه
پاسخ به دوستان عزیز اتاق خبر
Q: And neither do you regret having supported the Islamic fundamentalism, having given arms and advice to future terrorists
B: What is most important to the history of the world? The Taliban or the collapse of the Soviet empire? Some stirred-up Moslems or the liberation of Central Europe and the end of the cold war
Q: Some stirred-up Moslems? But it has been said and repeated Islamic fundamentalism represents a world menace today
۱۳۸۶ اسفند ۹, پنجشنبه
بوش خطاب به اوباما: مذاکره مستقیم با دیکتاتورها نتیجه معکوس می دهد
نکته قابل توجه دیگر اینکه بوش از اوباما خواست بجای ارائه نظر درباره مسائلی نظیر سیاست آمریکا در عراق حواس خود را متوجه رقابت خود با سناتور کلینتون کند.
۱۳۸۶ اسفند ۵, یکشنبه
بررسی انتخابات مقدماتی حزب دموکرات-بخش نخست: چگونه هیلاری کلینتون اسیر اشتباهات خود گردید
اگر انتخابات مقدماتی حزب دموکرات را تا بحال بدقت دنبال کرده باشید حنما می دانید که هیلاری کلینتون با توجه به ارقام فعلی نمایندگان تصاحب شده pledged delegates و مسیر پیش رو شانس بسیار کمی برای تصاحب نامزدی حزب دموکرات دارد.
در بررسی عوامل ناکامی هیلاری تا بدینجا بحثهای بسیاری مطرح شده از جمله این که اصولا هر رقابتی در مقابل باراک اوباما بدلیل شکل خاصی و غیرمتعارفی که کمپین او پیدا کرده محکوم به شکست بود. من این بحث را بطور کلی رد نمی کنم و در نوشته بعدی ام راجع به باراک اوباما به گوشه هایی از آن خواهم پرداخت، اما از بسیاری جهات هم با آن موافق نیستم. من قبول ندارم که اوباما شکست ناپذیر بود و یا هست و به دلایل بسیار معتقدم هیلاری در وهله اول اسیر اشتباهات خود و کمپین خود گردید:
1-اجازه دهید درهمین ابتدا به آیوا برگردیم. انتخابات ایالت آیوا همواره بدلیل اول بودن آن بسیار مهم است ولی پیروزی یا شکست در آن نتیجه نهایی انتخابات را رقم نمی زند. نمونه بارز آنهم بیل کلینتون و جرج بوش پدر هستند که هر دو در آیوا شکست خوردند ولی در نهایت نامزدی حزب خود را بدست آوردند. حکایت امسال ولی به گونه دیگری بود. پیروزی قاطع یک نامزد سیاهپوست در آیوا که اصلا جمعیت رنگین پوستی ندارد غولی را از بطری رها کرد که دوباره به کنترل در آوردن آن اگر نه غیر ممکن که بسیار مشکل بود و تلاش بسیار و استراتژی بسیار هشیارانه ای می طلبید. کمپین اوباما ،در غفلت تیم کلینتون، با تشکیل دفاتر انتخاباتی بیشتر و سرمایه گذاری بر روی رأی دهندگان تازه (بخصوص جوانان) در فاصله بین ماههای نوامبر--بعد از سخنرانی معروف او در مهمانی جفرسن-جکسن-- تا ژانویه ضربه کاری ای را به کمپین کلینتون و شهرت شکست ناپذیری او وارد کرد.
2-آنچه در آیوا اتفاق افتاد نشان داد که کمپین کلینتون هیچگاه خطر باراک اوباما را جدی نگرفته بود. بعد از شکست آیوا تیم کلینتون تا حدودی به خود آمد، اما بدلایلی که هنوز بر من مشخص نیست بعد از دو پیروزی پیاپی در نیو همپشایر و نوادا کار را تمام شده دید و اساس را بر این گذاشت که روز سه شنبه بزرگ کار اوباما یکسره خواهد شد. در کمپ کلینتون ظاهرا هیچ گونه برنامه ای برای رقابتهای پس از روز سه شنبه بزرگ وجود نداشت.
3-مسأله بعدی شکست کلینتون در انتخابات کارولینای جنوبی بود. شاید این از بدشانسی محض هیلاری بود که ایالتی مانند کارولینای جنوبی که 50 درصد از رأی دهندگان دموکرات آن را سیاهان تشکیل می دهند تبدیل به آخرین میدان رقابت پیش از روز سه شنبه بزرگ گردید. با وجود این در نگاهی دوباره، شاید کلینتون می توانست با اتخاذ استراتژی ملایمتر به رقابتی نزدیکتر با اوباما در این ایالت بپردازد و از نیروی عظیم روانی پیروزی قابل پیش بینی اوباما بکاهد. اکنون مسلم است که بر خلاف آنچه بسیاری از جمله خود من در آن زمان فکر می کردند رفتار و سخنان بیل کلینتون برای هیلاری هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت بسیار گران تمام شد.
4- اما آنچه من شخصا معتقدم با وجود تمامی اشتباهات تاکتیکی و استراتژیکی کمپین کلینتون او را اکنون در آستانه شکست قرار داده نظم مالی و یا همان fiscal responsibility است که اصولا مهمترین اصل در اداره کردن موفقیت آمیز هر سازمانی در جهان است. ضعف مالی در این رقابتها تبدیل به پاشنه آشیل کلینتون گردید چرا که باعث شد او نتواند در بسیاری ار ایالتها دفاتر انتخاباتی باز کند و به جذب نیرو و پخش تبلیغات تلویزیونی بپردازد. هیلاری از ابتدای فعالیتهای انتخاباتی خود به تعداد کمی از اعانه دهنده های عمده بسنده کرد و با برنامه ریزی غلط مدیریت کمپین خود نه تنها در روز 6 فوریه مجبور به قرض دادن ۵ میلیون دلار به کمپین خود شد بلکه تازه در آن هنگام به تآمین هزینه های مالی خود با بهره گیری از کمک اعانه دهنده های کوچک اینترنتی پرداخت. این در حالی بود که باراک اوباما کمپین خود را بر اساس تعداد بسیار زیادی از اعانه دهنده های خرده پا در سرتاسر ایالات متحده از طریق اینترنت قرار داد و تنها در ماه ژانویه موفق به جمع آوری 32 میلیون دلار گردید که همین امر به او کمک کرد تا در بسیاری از ایالتها در مقابل کلینتون به نسبت دو به یک به تبلیغات تلویزیونی بپردازد و در ایالتهایی که در آنها کاکس برگذار می گردید از لحاظ سازماندهی و جذب رأی دهندگان جدید کلینتون را به راحتی مات کند.
5-به دلیل همین ضعف مالی که پیشتر عنوان کردم کلینتون تمرکز خود را در بسیاری از ایالتهای کوچک انتخابات روز سه شنبه بزرگ از دست داد و آنها را با اختلاف فراوان به اوباما باخت. این مسأله باعث شد تا اوباما بطور مثال با تعداد فراوان نمایندگان تصاحب شده در ایالتی مثل آیداهو نمایتدگان تصاحب شده کلینتون در ایالت نیویورک را خنثی کند. ضعف مالی کلینتون همچنین باعث شد او درعمل در رقابتهای بعد از روز سه شنبه بزرگ در ماه فوریه (که در بسیاری از ایالتها به شکل کاکس یا گردهمایی برگزار می شدند و نیازمند سازماندهی و هزینه فراوان بودند) از پیش باخته باشد و در نهایت کار بجایی برسد که دیگر شاید حتی پیروزی در تکزاس و اوهایو هم نتواند او را نجات دهد.
6-مشکل مالی و تغییر مدیر کمپین کلینتون که به نظر می رسد دیر صورت پذیرفت هر دو نشان از ضعف برنامه ریزی و انضباط در کپمینی دارند که تا پیش از این به عنوان ماشین شکست ناپذیر کلینتون از آن یاد می شد. سوالی که برای بسیاری از طرفداران کلینتون از جمله خود من مطرح است این است که چطور شخصیت سیاسی ای مانند هیلاری کلینتون که از سال 1972 در فعالیتهای انتخاباتی حضور داشته (در کمپین انتخاباتی جرج مک گاورن) و سپس از سال 1978 بعنوان بانوی اول آرکانسا در سطح بالای سیاسی ایلات متحده و پس از آنهم در سطح اول آن چه بعنوان بانوی اول ایالات متحده و چه بعنوان سناتور ایالت نیویورک مطرح بوده، با وجود چنین سابقه و شبکه ارتباطات سیاسی، نتوانست کپمینی را تشکیل دهد که از لحاظ برنامه ریزی، بینش سیاسی و انضباط مالی طراز اول باشد؟ ایا کلینتون وفاداری سیاسی یارانش را به مهارتهای سیاسی آنان ترجیح داد؟
همانطور که بارها در نوشته هایم عنوان کرده ام بر اساس قابلیتهای فردی، برنامه های اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی (هر چند که در بعضی از آنها مانند بیرون کشیدن نیروهای آمریکایی ار عراق با هیلاری اختلاف نطر دارم) و البته سابقه سیاسی هیلاری کلینتون را بسیار شایسته تر نسبت به باراک اوباما برای تصاحب نامزدی حزب دموکرات می دانم، اما مسآله اینجاست که قابلیتهای فردی و سابقه سیاسی هنگامی یک نامزد را شایسته تصاحب نامزدی و در نهایت مقام ریاست جمهوری مهمترین کشور دنیا می کنند که او با گردآوری یک تیم سیاسی خبره (مانند تیمی که بیل کلینتون در سال 92 تشکیل داد) و استراتژی هوشیارانه و تیزبینانه بسیاری از این قابلیتها را درعمل ثابت کند و جای بحثی درباره توانایی های خود باقی نگذارد؛ امری که در مورد هیلاری، تیم او و استراتژی انتخاباتی آنها تا به امروز اتفاق نیافتاده است.
در قسمت دوم این بحث به بررسی عملکرد باراک اوباما خواهم پرداخت.