۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

کلام آخر در مورد انتخابات آمریکا: جان مک کین انتخاب من است

--

متأسفانه به علت گرفتاریهای شخصی امسال مجالی برای گزارش انتخابات آمریکا بعد از دوره مقدماتی نیافتم. از قضا هفته آینده نیز در سفر خواهم بود و قادر به گزارش و جمع بندی نتایج انتخابات ایالات متحده در روز چهارم نوامبر را نخواهم داشت، به همین دلیل کلام آخر در رابطه با این انتخابات را اکنون تقدیم حضورتان می کنم و امیدوارم در آینده نزدیک باز هم بتوانم در رابطه با بررسی مسائل سیاسی ایالات متحده، ایران و خاورمیانه به طور مرتب بنویسم:

۱-انتخابات این دوره ریاست جمهوری ایالات متحده متأسفانه تبدیل به یک شوی کم ارزش سیاسی گردید که در آن بسیاری از مفاهیمی که معمولا نامزدها با آنها سنجیده می شوند --بمانند تجربه و قوه تشخیص (judgement)-- بطور کل نادیده گرفته شدند. چرایش را در فرصتی دیگر و پس از فروکش کردن همهمه انتخابات بررسی خواهم کرد.

۲- انتخابات سال ۲۰۰۸ ایالت متحده را همچنین می توان به مثابه پایان عصر روزنامه نگاری حرفه ای و منصفانه آمریکایی که در تمام دنیا سر آمد بود دانست. بطور کل رسانه های آمریکایی لیبرال هستند و در نتیجه مشاهده تمایل آنها به سوی دموکراتها امر عجیبی نبوده است، اما جانبداری چنین همه جانبه و مغرضانه اکثر رسانه ها از یکی از نامزدها (باراک اوباما) در تاریخ انتخاباتی آمریکا بی سابقه بوده است. جانبداری رسانه ها از اوباما بعضی وقتها آنقدر اعصاب خرد کننده بود که منی که عاشق روزنامه نگاری و میزگردهای سیاسی هستم قادر به تحمل خواندن مطالب بسیاری از رسانه ها یا دیدن برنامه هایشان نبودم. پوشش خبری انتخابات و شکلی که رسانه های معتبری چون نیویورک تایمز، نیوزویک، تایم، CNN و NBC و حتی آٓسوشیتد پرس به خود گرفتند و تبدیل به ماشین تبلیغاتی اوباما شدند برای ایالات متحده جای تأسف بسیار دارد.

۳-من هنوز طرفدار جان مک کین هستم و با تمام وجود امیدوارم بر خلاف آنچه نظر سنجی ها این روزها می گویند او بتواند هفته آینده با شکست اوباما رئیس چمهور بعدی ایالات متحده گردد. اما این را هم اضافه کنم که اعتقاد دارم از کنوانسیون حزب جمهوریخواه بدین طرف کمپین او بسیار ضعیف، آشفته و در مواردی ناشیانه عمل کرد. با این وجود من تجربه مک کین و judgement او در امور سیاست خارجی را بسیار برتر از اوبامایی می دانم که چه در مورد افزایش نیروها در عراق (surge) در تابستان گذشته و چه در مورد صحبت مستقیم با سیاستمداران شیادی نظیر احمدی نژاد نشان داد از سیاست خارجی و اهمیت بحرانهایی که دنیا و ایالات متحده با آنها روبروست درک درستی ندارد.

۴-هنوز هم با وجود تمام گزارشهایی که خوانده ام متوجه نشده ام که چرا جان مک کین از میان تمامی افراد شایسته ای که در حزب جمهوریخواه وجود داشت دست به انتخاب سارا پیلین زد. پیلین زن با هوش و با عرضه ای به نظر می آید و با وجود اینکه با عقاید شخصی اش در مورد مذهب و سقط جنین موافق نیستم اما مطمئنم او اگر بخواهد می تواند در آینده به سیاستمدار قابلی تبدیل گردد، اما از دید من او اکنون آماده مقام ریاست جمهوری (در صورتی که مک کین نتواند به ریاست جمهوری ادامه دهد) و حتی معاونت ریاست جمهوری نیست. از دید من تجربه، سابقه و judgement مهمترین فاکتورها برای کسی است که در صدد تصاحب قدرتمندترین مقام دنیاست. روی همین اصل من از هیلاری کلینتون و جان مک کین حمایت کرده و می کنم و با دستیابی اوباما به ابن مقام مخالفم چه را که او را بعلت بی تجربگی و judgement افتضاحش شایسته این پست نمی دانم. انتخاب پیلین به نقطه قوت مک کین یعنی تجربه صدمه جدی وارد کرد و judgement او را به طور جدی زیر سوال برد. چه بسا اگر من هم یک آمریکایی independent بودم به همین دلایل-- با وجود اینکه طرفدار اوباما نبودم-- در نهایت به اوباما و بایدن رأی می دادم.

۵- البته انتخاب جو بایدن توسط اوباما هم جای دفاع ندارد. جو بایدن و حرکات و رفتار پر از گاف او را اصلا نمی توان جدی گرفت. او دهه هاست که در سنای آمریکا بوده ولی حتی یک لایحه و یا کاری که او مغز متفکرش باشد را در کارنامه اش نمی توان یافت. اوج افتضاح بایدن را می توان در طرح او برای تجزیه عراق به سه کشور مستقل دانست که صلاحیت او را در سیاست خارجی کاملا سلب می کند. نمی دانم ترکیب اوباما، بایدن، هری رید و ننسی پلوسی در سیاست خارجی آمریکا را به کجا خواهند برد.

۶- راهیابی اوباما و بایدن به کاخ سفید البته برای کسانی که مثل من مخالف آنها هستند می تواند نکات مثبتی هم در بر داشته باشد. اگر اوباما با mandate قاطع و با حمایت اکثریت به کاخ سفید راه یابد با توچه به اینکه کنگره آمریکا نیز در اختیار دموکراتها خواهد بود و همینطور با توجه به حمایتی که او فعلا از رسانه ها گرفته تا دیگر نقاط دنیا (و حتی سازمان ملل) در پشت خود دارد دیگر بهانه ای برای انداختن بار مسئولیت به گردن این و آن و سرزنش بوش و مک کین برای هر آنچه مشکل در آمریکا و دنیاست ندارد. او تا بحال با توجه به عدم داشتن سابقه و مسئولیت اجرایی هر آنچه جولان خواسته داده و کسی هم از او حساب پس نخواسته است. اما روز پس از ۲۰ ژانویه روز دیگری است.

۷- و کلام آخر اینکه من هنوز فکر می کنم با توجه به به اینکه امسال سالی است که در آن بسیاری از رأی دهندگان پس از ۸ سال حکومت جمهوریخواهان تغییر و جهتی جدید در سیاست می خواهند هیلاری کلینتون از بسیاری جهات شایسته تصاحب ریاست جمهوری آمریکا بود. اکنون هم به قول چارلز کراتهامر ترجیح می دهم این انتخابات را ببازم تا اینکه اصول سیاسی خودم را با حمایت ناگزیر از ریاست جمهوری باراک اوباما و معاونت جو بایدن زیر پا بگذارم. البته من ایالات متحده را به مانند ایران بسیار دوست دارم و در نهایت امیدوارم در صورت پیروزی اوباما او--بر خلاف آنچه من و بسیاری دیگر فکر می کنیم-- رئیس جمهور شایسته ای برای آمریکا شود و از قبال او مردم ایران نیز در راه مبارزه و تغییر وضعیت جهنمی کنونی ایران سود بسیار برند و خاورمیانه نیز سر و سامانی گیرد.

امیدوارم.




5 نظرات:

Winston گفت...

very well said

Reza گفت...

kash it sucks I know but his honeymoon won't last I promise you. cheer up buddy

kourosh گفت...

با سلام
خبرخوان «ایرانیان کانادا» در پرشین‌بلاگرز ارائه شد. از این پس آخرین مطالب وبلاگ شما در پرشین بلاگرز قابل استفاده علاقمندان خواهد بود. نام وبلاگ شما نیز در لیست این دسته از وبلاگ‌ها قرار دارد.
http://persianbloggers.blogspot.com/2008/11/canada-p.html

نسیم گفت...

من از وضعیت داخل آمریکا اطلاعات زیادی ندارم. فقط با نتیجه این انتخابات مشخص شد که مردم آمریکا با تمام وجودشون دموکراسی رو درک کردن و میخوان. دیگه رنگ پوست براشون مهم نیست.به امید روزی که توی ایران هم دین ومذهب وقومیت مهم نباشه.

سید علیرضا حجازی گفت...

سلام خشایارجان،
از اینکه بعد از 12 سال به طور اتفاقی وبلاگ شمارودیدم، خیلی خوشحال شدم. اگر دوست داشتی یک سری هم به سایت من در این نشانی بزن:
www.futuresdiscovery.com
یاد دوران خوش دانشکده به خیر،
قربانت، علیرضا