۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه
میعادگاه ما انسان و آبادی، تاریخ و آینده میدان آزادی...
۱۳۸۸ فروردین ۲, یکشنبه
نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقی است
نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقی است
باقی است جمع جانان تا این یگانه باقی است
بار دگر بریدند نا ی و نواش اما!
این ساز می نوازد تا یک ترانه باقی است
سینه به سینه گفتند کوتاه تا شود شب
کوتاه می شود شب وقتی فسانه باقی است
عید است و نامه دارم از من رسان سلامی
بشتاب ای کبوتر تا آشیانه باقی است
گم کردمش نشانیش یک کوچه تا جوانی
پیداش کن پرنده تا این نشانه باقی است
می چینمت دوباره از آسمان کرمان
پرواز کن ستاره تا بام خانه باقی است
نور نگاه کوروش بر بردگان بابل
بعد از هزارها سال در هگمتانه باقی است
زیباست حرف باران در کوچه های تبریز
آواز مولوی هست تا یک چغانه باقی است
دود اجاق وصلی کو در سفر بر افراشت
بعد از هزار منزل دربلخ و بانه باقی است
در حیرتم که بعد از کشتار عشق اینک
در زیر سقف تاریخ عطر زنانه باقی است
تازی و کینه توزی جهل و سیاه روزی
نفرین بر آنکه عدلش با تازیانه باقی است
عصر دگر برآید این نیز هم سرآید
گر نیستت یقینی حدس و گمانه باقی است
یغمائیان ربودند محصول عمر ما را
بشتاب و کشت میکن تا چند دانه باقی است
افراط کرد و تفریط این ساربان گمراه
ای کاروان سفر خوش راه میانه باقی است
نوروزتان پیروز.
۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه
کلام آخر در مورد انتخابات آمریکا: جان مک کین انتخاب من است
متأسفانه به علت گرفتاریهای شخصی امسال مجالی برای گزارش انتخابات آمریکا بعد از دوره مقدماتی نیافتم. از قضا هفته آینده نیز در سفر خواهم بود و قادر به گزارش و جمع بندی نتایج انتخابات ایالات متحده در روز چهارم نوامبر را نخواهم داشت، به همین دلیل کلام آخر در رابطه با این انتخابات را اکنون تقدیم حضورتان می کنم و امیدوارم در آینده نزدیک باز هم بتوانم در رابطه با بررسی مسائل سیاسی ایالات متحده، ایران و خاورمیانه به طور مرتب بنویسم:
۱-انتخابات این دوره ریاست جمهوری ایالات متحده متأسفانه تبدیل به یک شوی کم ارزش سیاسی گردید که در آن بسیاری از مفاهیمی که معمولا نامزدها با آنها سنجیده می شوند --بمانند تجربه و قوه تشخیص (judgement)-- بطور کل نادیده گرفته شدند. چرایش را در فرصتی دیگر و پس از فروکش کردن همهمه انتخابات بررسی خواهم کرد.
۲- انتخابات سال ۲۰۰۸ ایالت متحده را همچنین می توان به مثابه پایان عصر روزنامه نگاری حرفه ای و منصفانه آمریکایی که در تمام دنیا سر آمد بود دانست. بطور کل رسانه های آمریکایی لیبرال هستند و در نتیجه مشاهده تمایل آنها به سوی دموکراتها امر عجیبی نبوده است، اما جانبداری چنین همه جانبه و مغرضانه اکثر رسانه ها از یکی از نامزدها (باراک اوباما) در تاریخ انتخاباتی آمریکا بی سابقه بوده است. جانبداری رسانه ها از اوباما بعضی وقتها آنقدر اعصاب خرد کننده بود که منی که عاشق روزنامه نگاری و میزگردهای سیاسی هستم قادر به تحمل خواندن مطالب بسیاری از رسانه ها یا دیدن برنامه هایشان نبودم. پوشش خبری انتخابات و شکلی که رسانه های معتبری چون نیویورک تایمز، نیوزویک، تایم، CNN و NBC و حتی آٓسوشیتد پرس به خود گرفتند و تبدیل به ماشین تبلیغاتی اوباما شدند برای ایالات متحده جای تأسف بسیار دارد.
۳-من هنوز طرفدار جان مک کین هستم و با تمام وجود امیدوارم بر خلاف آنچه نظر سنجی ها این روزها می گویند او بتواند هفته آینده با شکست اوباما رئیس چمهور بعدی ایالات متحده گردد. اما این را هم اضافه کنم که اعتقاد دارم از کنوانسیون حزب جمهوریخواه بدین طرف کمپین او بسیار ضعیف، آشفته و در مواردی ناشیانه عمل کرد. با این وجود من تجربه مک کین و judgement او در امور سیاست خارجی را بسیار برتر از اوبامایی می دانم که چه در مورد افزایش نیروها در عراق (surge) در تابستان گذشته و چه در مورد صحبت مستقیم با سیاستمداران شیادی نظیر احمدی نژاد نشان داد از سیاست خارجی و اهمیت بحرانهایی که دنیا و ایالات متحده با آنها روبروست درک درستی ندارد.
۴-هنوز هم با وجود تمام گزارشهایی که خوانده ام متوجه نشده ام که چرا جان مک کین از میان تمامی افراد شایسته ای که در حزب جمهوریخواه وجود داشت دست به انتخاب سارا پیلین زد. پیلین زن با هوش و با عرضه ای به نظر می آید و با وجود اینکه با عقاید شخصی اش در مورد مذهب و سقط جنین موافق نیستم اما مطمئنم او اگر بخواهد می تواند در آینده به سیاستمدار قابلی تبدیل گردد، اما از دید من او اکنون آماده مقام ریاست جمهوری (در صورتی که مک کین نتواند به ریاست جمهوری ادامه دهد) و حتی معاونت ریاست جمهوری نیست. از دید من تجربه، سابقه و judgement مهمترین فاکتورها برای کسی است که در صدد تصاحب قدرتمندترین مقام دنیاست. روی همین اصل من از هیلاری کلینتون و جان مک کین حمایت کرده و می کنم و با دستیابی اوباما به ابن مقام مخالفم چه را که او را بعلت بی تجربگی و judgement افتضاحش شایسته این پست نمی دانم. انتخاب پیلین به نقطه قوت مک کین یعنی تجربه صدمه جدی وارد کرد و judgement او را به طور جدی زیر سوال برد. چه بسا اگر من هم یک آمریکایی independent بودم به همین دلایل-- با وجود اینکه طرفدار اوباما نبودم-- در نهایت به اوباما و بایدن رأی می دادم.
۵- البته انتخاب جو بایدن توسط اوباما هم جای دفاع ندارد. جو بایدن و حرکات و رفتار پر از گاف او را اصلا نمی توان جدی گرفت. او دهه هاست که در سنای آمریکا بوده ولی حتی یک لایحه و یا کاری که او مغز متفکرش باشد را در کارنامه اش نمی توان یافت. اوج افتضاح بایدن را می توان در طرح او برای تجزیه عراق به سه کشور مستقل دانست که صلاحیت او را در سیاست خارجی کاملا سلب می کند. نمی دانم ترکیب اوباما، بایدن، هری رید و ننسی پلوسی در سیاست خارجی آمریکا را به کجا خواهند برد.
۶- راهیابی اوباما و بایدن به کاخ سفید البته برای کسانی که مثل من مخالف آنها هستند می تواند نکات مثبتی هم در بر داشته باشد. اگر اوباما با mandate قاطع و با حمایت اکثریت به کاخ سفید راه یابد با توچه به اینکه کنگره آمریکا نیز در اختیار دموکراتها خواهد بود و همینطور با توجه به حمایتی که او فعلا از رسانه ها گرفته تا دیگر نقاط دنیا (و حتی سازمان ملل) در پشت خود دارد دیگر بهانه ای برای انداختن بار مسئولیت به گردن این و آن و سرزنش بوش و مک کین برای هر آنچه مشکل در آمریکا و دنیاست ندارد. او تا بحال با توجه به عدم داشتن سابقه و مسئولیت اجرایی هر آنچه جولان خواسته داده و کسی هم از او حساب پس نخواسته است. اما روز پس از ۲۰ ژانویه روز دیگری است.
۷- و کلام آخر اینکه من هنوز فکر می کنم با توجه به به اینکه امسال سالی است که در آن بسیاری از رأی دهندگان پس از ۸ سال حکومت جمهوریخواهان تغییر و جهتی جدید در سیاست می خواهند هیلاری کلینتون از بسیاری جهات شایسته تصاحب ریاست جمهوری آمریکا بود. اکنون هم به قول چارلز کراتهامر ترجیح می دهم این انتخابات را ببازم تا اینکه اصول سیاسی خودم را با حمایت ناگزیر از ریاست جمهوری باراک اوباما و معاونت جو بایدن زیر پا بگذارم. البته من ایالات متحده را به مانند ایران بسیار دوست دارم و در نهایت امیدوارم در صورت پیروزی اوباما او--بر خلاف آنچه من و بسیاری دیگر فکر می کنیم-- رئیس جمهور شایسته ای برای آمریکا شود و از قبال او مردم ایران نیز در راه مبارزه و تغییر وضعیت جهنمی کنونی ایران سود بسیار برند و خاورمیانه نیز سر و سامانی گیرد.
امیدوارم.
۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه
۱۳۸۷ خرداد ۱۸, شنبه
بررسی انتخابات مقدماتی حزب دموکرات-قسمت دوم: باراک اوباما پیروزی خود را مدیون کاکسهای غیر دموکراتیک است
کاکس (caucus) یا گردهمایی چند ساعته برای رأی گیری بجای رأی گیری نفر به نفر در طول روز (primary) انتخاباتی است است که حزب خود برگزار می کند و فعالان حزب مجریان اصلی برگزاری آنها هستند، بر خلاف پرایمری که توسط ایالت برگزار می شود. تفاوت اصلی پرایمری ها و کاکسها بدین صورت است که در پرایمری ها شفافیت، برنامه ریزی و نظم بسیار بیشتری وجود دارد. در پرایمری ها حضور فیزیکی برای رأی دادن لازم نیست و کسانی هم که مشکل زبان داند طبق قانون می توانند از کمک در محل رأی گیری بهره مند شوند. پرایمری ها اصولا برای تعداد زیاد رأی دهنده طراحی می شوند و جمع کثیری از پرسنل حوزه های رأی گیری مدتها پیش از روز رأی گیری تمرین داده می شوند تا پروسه انتخاباتی بدون مشکل صورت پذیرد.
اما درست در نقطه مقابل کاکسها شفافیت و سازماندهی پرایمری ها راندارند، مشمول بودچه ایالتی یا فدرال نمی شوند و به همین دلیل از لحاظ اجرایی قوانین انتخاباتی دولت ایالتی و یا فدرال را به دقت پرایمری ها اجرا نمی گذارند. جدا از تمامی مسائل ذکر شده مهمترین مشکل کاکسها این است که در آن نظارت دقیق بر روی رأی گیری و مسئولیت پاسخگویی در قبال شمارش و گزارش آرا و همینطور رکوردی برای بازبینی تک تک آرا وجود ندارد و همین باعث می شود نتایج رأی گیری در بسیاری از کاکسها در معرض تقلب قرار گیرند.
بدلیل اینکه در کاکسها حضور فیزیکی اشخاص لازم است و راه دیگری برای رأی دادن وجود ندارد بسیاری از کسانی که به دلایل گوناگون در آن ساعات خاص قادر به رأی دادن نیستند از این پروسه جا می مانند. بدین ترتیب کاکسها باعث ریزش تعداد رأی دهنده می شود و در نتیجه به آن دسته از رأی دهندگانی که افراطی تر و از لحاظ سازماندهی هماهنگ تر هستند کمک می کند تا طرفداران نامزد مورد حمایت خود را سریعتر بسیج کنند و در یک رأی گیری دو ساعته بجای کل رأی دهندگان ایالت برنده آن ایالت را به حزب اعلام کنند. در حقیقت نامزدها در بسیاری از موارد نه بر اساس شایستگی خود که بر اساس سرعت عمل دفاتر و گروههای انتخاباتی وابسته به آنها در هماهنگ کردن طرفداران خود و رساندن آنها به محل کاکس برنده آن ایالت خاص می شوند. این مسأله اینبار گریبان هیلاری را گرفت، چه را که کاکسها بسیاری از رأی دهندگان او را که شامل افراد مسن، زنان بچه دار، رأی دهندگان لاتین و کسانی را در آن ساعت مشغول به کار هستند و نمی توانند برای آن ساعات خاص مرخصی بگیرند از رأی دادن محروم کرد.
تفاوت آمار رأی دهندگان در39 پرایمری و 13 کاکس به شکل زیر می باشد:
برای پاسخ به این سوال بهتر است نگاهی به ایالتهایی که در آن هر دو کاکس و پرایمری برگزار شد بیاندازیم:
1-در ایالت واشینگتن 245,000 نفر معادل 5.3 درصد رآی دهندگان در کاکس شرکت کردند. نتیجه نهایی: اوباما 67.5 کلینتون: 31.2. ده روز بعد 691,381 معادل 15 درصد رأی دهندگان ایالت در پرایمری شرکت کردند. نتیجه نهایی: اوباما 51.2 کلینتون 45.7. بر اساس نتایج کاکس ایالت واشینگتن اوباما 26 دلگت بیشتر از هیلاری بدست آورد در حالیکه بر اساس نتایج پرایمری او فقط 4 دلگت بیشتر بدست می آورد.
2-در ایالت تکزاس بیش از 2,800,000 نفر در پرایمری شرکت کردند. نتیجه نهایی: کلینتون 52 اوباما 48. ساعاتی بعد در کاکسهای همین ایالت بر اساس 41 درصد گزارش شده (از مضحک بودن کاکسهای ایالت تکزاس همین بس که نتایج نهایی آنها تا به امروز اعلام نشده) اوباما 56 و کلینتون 44 درصدآرا را بدست آوردند. بر اساس نتایج پرایمری کلینتون 65 دلگت و اوباما 61 دلگت تصاحب کردند، در حالیکه بر اساس نتایج ناقص کاکسهای همین ایالت اوباما 38 دلگت و کلینتون 29 دلگت از آن خود کردند. در نتیجه اوباما در تکزاس 5 دلگت بیشتر از هیلاری تصاحب کرد. آیا این واقعا نشان دهنده خواست آن نزدیک به 3 میلیونی بود که در پرایمری شرکت کردند؟
3-در ایالت نبراسکا 3.4 درصد رآی دهندگان ایالت یعنی حدود 40,000 تفر در کاکس شرکت کردند که در نتیجه اوباما با حساب 68 به 32 درصد هیلاری را شکست داد و 16 دلگت ار 24 دلگت این ایالت را بدست آورد. روز 14 ماه می نبراسکا پرایمری خود را انجام داد که در آن 94,000 رأی دهنده شرکت کردند و در نتیجه اوباما اینبار هیلاری را 49.4 به 46.6 شکست داد. اگر دلگتها بر اساس پرایمری احتساب می شد هیلاری و اوباما 24 دلگتها را به شکل مساوی تقسیم می کردند. در حقیقت پیروزی 13,700 نفری اوباما در نبراسکا برای او همان مقدار دلگت کسب کرد که پیروزی 240,000 نفری هیلاری در اوهایو.
A-کاکس آلاسکا با 8,868 رأی: برنده اوباما با اختلاف 5 دلگت
B-کاکس آیداهو با 20,535 رأی: برنده اوباما با اختلاف 12 دلگت
C-کاکس کانزاس با 36,634 رأی: برنده اوباما با اختلاف 14 دلگت
D-کاکس ایالت واشینگتن با 241,305 رأی: برنده اوباما با اختلاف 26 دلگت
در نگاه کلی 140 دلگتی که اوباما از دوازده کاکسی که برنده شد بدست آورد فقط 16 دلگت کمتر از 156 دلگتی است که هیلاری کلینتون با تلاش فراوان از ایالتهای مهمی نظیرCalifornia, Texas, Pennsylvania, Ohio, New Jersey, Massachusetts, Indiana, Tennessee, Arizona, Oklahoma, Arkansas, New Mexico, West Virginia, NewHampshire و Rhode Island بدست آورد.
39 پرایمری با 34,728,979 رأی دهنده: برنده کلینتون با 485,905 رأی و 78 دلگت
نتیجه گیری-bottomline:
ایالتهایی که هیلاری در پرایمری برد 220 رأی الکترال در انتخابات عمومی، 87 میلیون رأی دهنده واجد شرایط و 18,400,000 رأی در پرایمری دارند. 42 درصد پیروزیهای اوباما در کاکسهای ایالاتی بدست آمد که نه تنها نصف آنها از سال 1964 به دموکراتها رأی نداده اند، بلکه 70 درصد از آنان در سال 2004 به جرج بوش رأی دادند و در مجموع 73 رأی الکترال بیشتر ندارند. متأسفانه در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات سیستم انتخاباتی غیر دموکراتیک و معیوب کاکس سیستم انتخاباتی پرایمری را خنثی کرد و باعث شد تا باراک اوباما با استفاده از همین نقص در میزان دلگت از هیلاری پیش افتد و بدون بردن حتی یک ایالت مهم در نهایت توسط سوپر دلگتها بعنوان نماینده حزب دموکرات انتخاب شود آنهم در حالیکه هیلاری رأی عمومی popular vote را از آن خود کرد.
CNN, NYT, thegreenpapers.com, realclearpolitics.com & state websites
پس نوشت: سرمقاله نیویورک تایمز را درباره ایرادات سیستم انتخاباتی حزب دموکرات از جمله کاکسها اینجا بخوانید که تأییدی است بر آنچه من در این مطلب در مورد کاکسها اشاره کرده ام.
۱۳۸۷ خرداد ۱۶, پنجشنبه
بزودی: بررسی جامع انتخابات مقدماتی حزب دموکرات
۱۳۸۷ خرداد ۱۴, سهشنبه
۱۳۸۷ خرداد ۱, چهارشنبه
اوباما و ایران
برای دوستانی که نمی توانند این ویدیو را ببینید عرض کنم که در روز 18 ماه می در ایالت Oregan اوباما تهدید ایران را بسیار کوچک می شمارد و ادعا می کند چون قدرت نظامی ایران با قدرت نظامی ایالات متحده قابل مقایسه نیست ایران تهدیدی برای آمریکا به شمار نمی رود، ولی درست دو روز بعد در Montana ایران را تهدیدی بزرگ و جدی می خواند. جالبتر اینکه در مصاحبه با CNN در روز سه شنبه اوباما ادعا کرد او قصد ملاقات نه با احمدی نژاد که با قدرت اصلی تصمیم گیری در ایران (احتمالا آقا) را دارد (تصور کنید شرفیاب شدن باراک اوباما را به حضور مقام معظم رهبری و توصیه های دلسوزانه مقام عظمای ولایت به او). از روز سه شنبه به این طرف هم پشتیبانان و مشاوران او در رسانه های آمریکا همین حرف مسخره را مرتب تکرار می کنند. مشاور او سوزان رایس می گوید اوباما با فرد مناسب در رهبری ایران گفتگو خواهد کرد که این شخص الزاما احمدی نژاد نیست. بیل ریچاردسون هم می گوید حالا که گفته است ما قصد ملاقات با احمدی نژاد را داریم؟ در ایران می توان با ملاهای معتدل گفتگو کرد...
به دنیای پر از "تغییر" باراک اوباما خوش آمدید.
۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه
درباره نتایج هفته گذشته در ایندیانا و کارولینای شمالی
The voting demographics:
White male: VA 28%, N.C. 27%
In Virginia, Obama won 93% of Black Men and 85% of Black Women
۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳, جمعه
۱۳۸۷ اردیبهشت ۸, یکشنبه
چرا هیلاری کلینتون نسبت به اوباما قابلیت انتخاب شدن بیشتری دارد
به نظر می رسد با توجه به تمامی تحلیلهایی که تا بحال راجع به قابلیت انتخاب شدن (electability) هیلاری کلینتون و باراک اوباما ارائه شده، هیلاری برای تصاحب کاخ سفید از بخت بیشتری نسبت به اوباما بر خوردار باشد، حتی اگر اوباما در پایان کار از لحاظ تعداد دلگت و آرای عمومی از او اندکی پیش باشد.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در 50 ایالت و منطقه کلمبیا (واشینگتن دی سی) برگزار می شود. این پنجاه ایالت به همراه پایتخت ایالات متحده در مجموع 538 رآی الکترال (electoral vote) دارند که برنده انتخابات باید 270 عدد از آنها را از آن خود کند.
۱۳۸۷ اردیبهشت ۶, جمعه
در مورد پیروزی بزرگ هیلاری در پنسیلوانیا

به این چند نکته باید اشاره کنم که:
1- باراک اوباما در 6 هفته ای که در پنسیلوانیا چیزی حدود 12 میلیون دلار هزینه تبلیغات تلویزیونی کرد (به نسبت 3 میلیون دلاری که کلینتون هزینه کرد) در نهایت فقط توانست فاصله 20 درصدی خود با کلینتون را به 10 درصد برساند. البته او کاهش این اختلاف را علاوه بر بمباران تلویزیونی خود مدیون فرصت شش هفته ای است که باعث شد او بتواند سر فرصت با اتوبوس و قطار از کل این ایالت بازدید کند.
2- طبق ادعای یکی از هواداران و مسئولین کمپین اوباما اظهارات او در سانفرانسیسکو در رابطه با ساکنین شهرهای کوچک و مناطق روستایی پنسیلوانیا و همینطور عملکرد ضعیف او در مناظره شبکه ABC برایش بسیار گران تمام شد.
3- اوباما در ظرف 6 ماه گذشته حداقل 20 بار مناظره تلویزیونی داشته است، اما پس از گذشت این مدت هنوز در مناظره ها وحشتناک ضعیف عمل می کند. به نظر می رسد تنها هنر او در فن سخنوری خواندن سخنرانی ها از روی تله پرامپتر است.
4-طبق روال همیشه کسانی که در چند روز آخر و یا روز آخر تصمیم نهاییشان را گرفتند به نسبت دو به یک به کلینتون رأی دادند.
5-هیلاری در انتخابات پنسیلوانیا اکثریت رأی یهودیان، کاتولیکها، دارندگان اسلحه و کسانی که مرتب به کلیسا می روند را از آن خود کرد. این چهار گروه از رآی دهندگان به همراه رأی دهندگان طبقه کارگری (working class) کسانی هستند که دموکراتها برای پیروزی در پنسیلوانیا در انتخابات ریاست جمهوری به آنها نیاز مبرم دارند. دموکراتها بدون پیروزی در پنسیلوانیا، اوهایو و فلوریدا قادر به تصاحب کاخ سفید نخواهند شد.
6-طبق آخرین نظرسنجی رسموسن که امروز اعلام شد هیلاری مک کین را در پنسیلوانیا شکست خواهد داد، در صورتی که مک کین بر اوباما غلبه خواهد کرد.
7-اگر انتخابات مقدماتی حزب دموکرات به مانند مدل انتخاباتی جمهوریخواهان که در آن برنده ایالت تمامی دلگتهای ایالت را از آن خود می کند بر گزار شده بود اکنون نامزدی هیلاری قطعی شده بود و اوباما به تاریخ پیوسته بود. البته به نظر می رسد نظام حاکم فعلی حزب دموکرات ترجیح می دهد نوامبر ببازد تا اینکه نامزدی را به هیلاری بدهد، حتی اگر هیلاری برای مک کین به نسبت اوباما رقیب سرسخت تری باشد.
تمامی موارد مطرح شده البته بحثهایی است که در حال حاضر مطرح است. اما اگر اینگونه که از سخنان دنیس راس و ادمیرال مالن رييس ستاد مشترک ارتش آمريکا بر می آید (مالن می گوید در آینده ای بسیار نزدیک مجبور خواهیم شد با ایران برخورد کنیم) مساله حمله آمریکا به ایران روی میز قرار گرفته باشد آنوقت با شرایطی کاملا متفاوت طرف خواهیم بود.
۱۳۸۷ فروردین ۲۸, چهارشنبه
جان مک کین: اجازه نخواهم داد ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند
در مصاحبه ای که دیروز در برنامه Hardball شبکه MSNBC انجام شد جان مک کین در پاسخ به سوال یک دانشجو و همینطور کریس متیوز مجری برنامه گفت که او اجازه نخواهد داد ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند. مک کین در صحبتهایش دو بار اشاره کرد که شکی ندارد که جاه طلبی های تهران در منطقه در راستای تحقق "رویای ایرانی ای" (Persian ambition) است که ایران سالهاست بدنبالش بوده است. او حکومت تهران را رژیمی تندرو، ستمگر و سرکوبگر توصیف کرد که در ماهیتش شکی وجود ندارد. او گفت در صورتی که ایران و فعالیتهای اتمی آن تبدیل به خطری محرز و آنی برای منافع استراتژی ایالات متحده شوند او مسلما گزینه نظامی را مد نظر قرار خواهد داد.
۱۳۸۷ فروردین ۲۳, جمعه
جنتلمن ایران جای تو نیست؛ از آنجا برو
آنچه باعث شد برایت بنویسم همین لبخند تلخی است که بر چهره ات است. راستش از همان روز اول که متوجه شدم دستیار گاس هیدینگ و دیک ادوکات بوده ای و در کره و ایالات متحده و هلند همه جور امکانات برای کار کردنت مهیاست تعجب کردم وقتی شنیدم می خواهی تمام اینها را ول کنی و به ایران برگردی و به فوتبال ایران خدمت کنی. این لحظاتی را که تو امروز با این نگاه معصومانه شاهدش بودی من و بسیاری دیگر از ابتدا می دیدیم، چه را که از این لحظات در تاریخ فوتبال ایران و در مقیاسی فراتر در تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران کم نبوده اند.
افشین جان خیلی ناراحتم ولی اول از همه از دست خودت. جنتلمن پیش خودت چه فکر کی کردی؟ در این 30 سال گذشته که نه تنها فوتبال که تمامی عرصه های این مملکت به تباهی کشیده شده شما در چه دنیایی سیر می کردی؟ آیا ندیدی چه بر سر ما آمده؟ ندیدی چه بر سر این مردم و زندگیشان از جمله ورزششان آمده؟ که به تو گفت انسانی با منش و شخصیت تو که کوچکترین تناسبی با نظام حاکم و فرهنگ و آداب و اخلاق ما ندارد می تواند در آن محیط موفق شود؟ از که اطلاعات گرفتی قبل از اینکه تصمیم بگیری در ایران کار کنی؟ آیا پرسیدی بر سر مربی پیش از تو مصطفی دنیزلی چه آمد؟ می دانی او هم در فینال توسط همین بازیکنان چهارتایی شد؟
افشین عزیز نشانه ها بر روی دیوار بودند و تو یا آنها را ندیدی یا تصمیم گرفتی که آنها را نبینی. تو باید عطای این مربیگری ای را که حداقل تو یک نفر--در آن محیط کثیف فوتبال ایران-- به آن محتاج نبودی مدتها پیش به لقایش می بخشیدی نه اینکه اجازه دهی بازیکنانت در غیاب تو جلسه تشکیل دهند و به مطبوعات راجع به تو حرفهای گنده تر از دهانشان بزنند.
افشین جان مقصر تویی. مقصر تو هستی که همه اینها را دیدی و هنوز به دنبال سرمربیگری تیم ملی ایران بودی. آیا در همین مدت کوتاه که در ایران بودی ندیدی مملکت امام زمان چگونه اداره می شود؟ ندیدی فرهنگ دزدی، لمپنیزم، کلاه برداری، چاپلوسی و زورگویی چطور از دفتر شخص اول مملکت تا خانه و محل کسب و کار مردم عادی جامعه را بمانند سرطان در نوردیده و دارد ایران عزیز را از درون نابود می کند؟ خودت اذعان نکردی که داری یواش یواش به دروغ گفتن عادت می کنی؟
جنتلمن ایران جای تو نیست. حداقل ایران فعلی جای تو نیست. ایران دنیای وارونه است. هر چه بیشتر بدانی و کاربلدتر باشی و انسان تر احتمال بدبختی و آوارگیت بیشتر است. ایران سرزمین نخبه کش است. ایران سرزمینی است که هر سال هزاران تن از توانمندترین نیروهایش را دسته دسته به غربت می فرستد. در ایران برای این که وزیر و وکیل شوی احتیاجی به تحصیلات دانشگاهی، سابقه و شعور سیاسی و مهمتر از همه رأی مردم نداری. فقط کافی است دستبوس نظام و آقا بالا سرش باشی. در ایران برای مربیگری تیم ملی احتیاجی به کار کردن با گاس هیدینگ نیست. کافی است تسبیح داشته باشی و ذکر بخوانی و چاپلوسی کنی.
افشین عزیز با همه اینها برای تو بخاطر شخصیت و دستاوردهایت احترام بسیار قائلم. برای همین قبل از این که بیشتر با آبرو و حیثیتت بازی کنند و تو را هم مانند هر انسان فرهیخته و کاربلدی در آن نظام و فرهنگ بر گرفته از آن به لجن بکشند بعنوان یک هموطن و طرفدار از تو خواهش می کنم آن فوتبال و آن محیط را به اهلش بسپاری و از آنجا بروی. مطمئن باش کره ای ها قدرت را بیشتر می دانند.
جنتلمن؛ تو به آن مملکت و فوتبالش تعلق نداری. از آنجا برو.
۱۳۸۷ فروردین ۲۲, پنجشنبه
استانداردهای دوگانه رسانه های آمریکا در قبال کلینتون و اوباما
از استانداردهای دوگانه رسانه های آمریکا در قبال کلینتون و اوباما هر چه بگویم کم گفته ام هرچند که این مسأله حدیث تازه های هم نیست. کافی است یکی از اظهارات کلینتون مانند داستان زنی که در اوهایو به علت ناتوانی در پرداخت بیمه درگذشت از سوی کسی مورد سوال قرار گیرد تا آنها دنیا را بر روی سرشان بگذارند. اما حالا که یکی از نزدیکان همین زن به واشینگتن پست می گوید این داستان حقیقت دارد دیگر کاری به این داستان ندارند و حاضر هم نیستند معذرت بخواهند یا ادعاهای نادرست خود را پس بگیرند.
روی همین اصل هم باراک اوباما می تواند به راحتی آب خوردن دروغ بگوید و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید. آوباما الان یکی دو هفته ای است در ایندیانا و پنسیلوانیا ادعا می کند از هیچ کمپانی نفتی کمک مالی نگرفته است. کمپین او همچنین ادعا می کند که از lobbyists پولی دریافت نمی کند.
حال این ویدیو را از factcheck.org نگاه کنید تا به هیپوکراسی اوباما و پوچ بودن ادعاهای او بیشتر پی ببرید. او از از لابییستهای کنونی و کمپانی های نفتی پولی نمی گیرد (هیچ نامزدی نمی تواند از کمپانی های نفتی پولی دریافت کند) ولی از کسانی که برای کمپانی های لابی کار می کنند، لابییستهای سابق و همینطور کسانی که در کمپانی های نفتی کار می کنند کمکهای مالی دریافت می کند.
مساله اینجاست که همه سیاستمداران دروغ می گویند و اغراق می کنند. اما حساب کنید چندبار تا بحال در رسانه های اصلی ایالات متحده MSM برنامه و یا تحلیلی راجع به دروغها و اغراقهای اوباما را دیده اید؟ آوباما در کل کمپین انتخاباتیش فقط دو هفته--یکی هفته قبل از انتخابات اوهایو و تکزاس و دیگری هفته پس از جنجال صحبتهای کشیش او-- از رسانه ها پوشش منفی دریافت کرد که همان دو هفته کافی بود تا او دو انتخابات حساس را ببازد و در مورد دوم حتی در آستانه یک رسوایی بزرگ قرار گیرد. این در حالی است که کلینتون نزدیک به شش ماه است زیر باران تبلیغات منفی قرار دارد و به قول خودش در کنسرت دیشب التون جان همچنان ایستاده است.
همچنین: این ویدیو را هم از شبکه MSNBC ببینید که در آن جو اسکاربرو تنها خبرنگار منصف این شبکه یکی از ادعاهای اوباما را در مصاحبه هفته گذشته با Hardball به خوبی زیر سوال می برد.
آیا ما هم روزی در برابر بی عدالتی چنین واکنش نشان خواهیم داد؟
مطمئنم بسیاری از دوستان خارج از کشور این ویدیو را تا بحال دیده اند. اما برای آنهایی که در ایران دسترسی به یوتیوب ندارند توضیح می دهم که که در این برنامه که توسط شبكه تلویزيوني ABC آمریکا تهیه شده و هدفش بررسی نحوه برخورد جامعه آمریکا با مسلمانان آمریکایی در آمریکای پس از یازده سپتامبر است، دو هنرپیشه--یک فروشنده و یک دختر مسلمان آمریکایی که حجاب کامل دارد-- در یک نانوایی که به گفته بعضی نظر دهنده ها در یو تیوب در مسیر بین آستین و دالاس تکزاس قرار دارد با دوربین مخفی صحنه ای را اجرا می کنند تا ببینند واکنش مشتریان دیگر چیست.
فروشنده در حضور مشتري ها به دختر مسلمان می گوید نحوه لباس پوشیدن تو شبیه به تروریستهاست و برای همین من به تو چیزی نمی فروشم. او سپس از دختر می خواهد مغازه را ترک کند.
22 مشتری واکنشی نشان نمی دهند، شش مشتری از فروشنده و موضع او حمایت می کنند اما 13 نفر به دفاع از دختر می پردازند. بیشتر این مشتریان بعد از یک مشاجره جدی با فروشنده به او می گویند که دیگر هرگز به این مغازه باز نخواهند گشت.
از بین مشتری هایی که با فروشنده به مشاجره می پردازند دو مورد خاص وجود دارد که واقعا دیدنی هستند . یک مورد مردی است که بخاطر دفاع از دختر، در حال ترک مغازه از جانب فروشنده متهم به این می شود که آمریکایی خوبی نیست. مرد بر می گردد و به فروشنده می گوید که پسرش به تازگی از عراق بازگشته و اینکه جنگ با ترور ربطی به این دختر بی پناه ندارد. در این صحنه خشم این مرد در صورتش کاملا آشکار است و مشخص است که او رفتار و صحبت های های فروشنده را نسبت به او و دختر مسلمان کاملا توهین آمیز تلقی کرده است.
در مورد دوم دو دختر جوان که از قضا یکی از آنها مسلمان ولی بدون پوشش است با فروشنده به مشاجره شدید می پردازند و در نهایت خواستار صحبت با مدیر مغازه می شوند.
هم در مورد اول و هم در مورد دوم هنگامی که خبرنگار ABC خود را معرفی می کند و از آنها می خواهد درباره واکنششان بیشتر توضیح دهند هم مرد و هم یکی از دختران جوان به گریه می افتند و می گویند که رفتار فروشنده برای آنها اصلا قابل قبول نبود.
اشکهای مرد بسیار موقر آمریکایی و دختری که به شدت از دختر مسلمان در برابر بی عدالتی دفاع می کرد و ار جانب گزارشگر قهرمان لقب گرفت واقعا احساسات من را بر انگیخت. با وجود تمام مشکلات روحی و روانی که حملات یازده سپتامبر و جنگ عراق برای مردم آمریکا به وجود آورده اند این ویدیو نشان می دهد که آمریکا همچنان سرزمین بسیاری از مردمی است که به اصول اولیه و اساسی (مانند مبارزه با ظلم و بی عدالتی) که پدران این سرزمین آن را بر اساس آنها بنا نهادند پایبند هستند.
نمی دانم چند سال (یا چند صد سال) طول خواهد کشید تا روزی ما هم برای مبارزه با ظلم و بی عدالتی علیه همنوع و هموطنمان با هر کیش و آیین و نژادی چنین واکنش نشان دهیم و بواسطه آن به گریه بیافتیم. اما امیدوارم روزی این اتفاق در ایران هم رخ دهد.


